دل نوشته:دلم را

زنده به گور
از تـــشــییـــع جـــنـــازه مـــی آیـــم
دلـــــــم را
بـــا تــمـــام آرزوهـــایـــش
زنـــده بــــه گــــور کــــردم.....

زنده به گور
از تـــشــییـــع جـــنـــازه مـــی آیـــم
دلـــــــم را
بـــا تــمـــام آرزوهـــایـــش
زنـــده بــــه گــــور کــــردم.....

دلم میخواهد فریاد بزنم بگویم
من مترسکه خاطرات تو نیستم!
درست مثل دیوانه ای
که اصرار دارد بگوید من دیوانه نیستم
راستی!گفته بودم؟
من دیوانه نیستم .

گاهی اوقات میخواهم خرمایی بخورم....
وبرای خودم فاتحه ای بفرستم ....!
شادیش ارزانی کسانی که ....
رفتنم را لحظه شماری میکردند....

نقـش یـــک درخــت خشک را
در زنـدگی بازی میکـنم !
نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم
یا هیزم شکن پـیــر

باید تلاش کنم میان بودن و نبودنم تفاوتی باشد...
به چشم هایَت بگو
آنقدر برای دلم
رجز نخوانند
من اهل جنگ نیستم
شاعرم
خیلی بخواهم گرد و خاک کنم
شعری می نویسم
آنوقت
اگر توانستی
مرا در آغوش نگیر …!

گذشته های تلخ را خواهم بخشید .
زیرا آنان همچون کفشهای کودکیم نه تنها برایم کوچکند.
بلکه با آنان از برداشتن گامهای بلند عاجزم....

یادش بخیر آن روزها را میگویم.......

هر که مرا دید ،
تو را نفرین کرد ...
و من حواس خدا را پرت کردم که مبادا بشنود ...!

خستـــــــــــــــــــــــهام
خستــــــــــــه...
بايد يك به يك آرزوهـــــايت بر باد رفته باشد
تا بداني وقتي ميگويم خستهام يعني چه!!