دل نوشته از جنس بلور
یادش بخیر
یادش بخیر آن روزها را میگویم.......
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10:50 توسط |
سلام دوست عزیز ممنون از اینکه به وب من سر زدید.
<<<<<باتبادل لینکم موافقم>>>>>
خدایا قلبم را به تو می دهم خدای من مواظبم باش
هیچوقت دستم را ول نکن میدانم گم میشوم .
خدایا.....
نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی...
و نه آنقدر بدم که رهایم کنی...
میان این دو گم شده ام و هم خود و هم ترا آزار میدهم.....
هر چه تلاش کردم نتوانستم آنی شوم که تو میخواهی و هرگز
دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی
گاهی دلم میخواهد وقتی بغض میکنم
خدا از آسمون به زمین بیاد
اشکامو پاک کنه
دستمو بگیره و بگه
اینجا آدما ازیتت میکنن؟
بیا بریم
من نگاهي را ميمانم که در اندوه غبار آئينهها خاطرات خستهء خود را ميجويد اما نمييابد.
خدایا !
نمی گویم که دستم را بگیر ؛
عمریست گرفته ای ،
مبادا رها کنی ....
<<<دوست گلم پروفایل نیمه فعال>>>
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
BLOGFA.COM