مهر تو در دل من بنشسته است ...

اسیر این دل خسته ام آکنده زه مهر تو دل بسته ام
خواندی دل نوشته های مرا من همین گوشه به عشق تو بشکسته ام
من غزل سرای بیش نیستم عاشقم درویش نیستم
مهر تو در دل من بنشسته است
به یک اشاره دله من زه کف رفته است
من یک دل باخته ای بیش نیستم
گمان مبر من گدای درویش نیستم
عاشقی کرده است این دل خسته ام
تومرا زجر نده بی تو من شکسته ام
من فدای آن تار موهایت شوم
توبرگرد من بی تو هیچ نیستم...



سلام دوست عزیز ممنون از اینکه به وب من سر زدید.