خستیه دردم هیچکس نمیفهمد مرا

دل خون از  این همه زجرم هیچکس نمیفهمد مرا

تشنیه دوست داشتنهای بیکرانم

هیچکس نمیفهمد مرا

با این و آن احساس هم دردم

تو مرا نمیفهمی هیچکس نمیفهمد مرا

با تو ای ستاریه دنباله دار گم میشوم

گم نا شوده دوباره پیدا میشوم هیچکس نمیفهمد مرا

شب بی تو بودنها چگونه پور میشوند

ای دل بیچاریه من هیچکس نمیفهمد مرا

فقط غم خوردیه اینو آنم بخدا

پوراز ناکرده های بیشمارم هیچکس نمیفهمد مرا

چند خط از حادثیه زندگی میگویم به شما

من که میدانم هیچکس نمیفهمد مرا

از زمینو آسمان گلایه دارم بخدا 

هیچکس نمیفهمد مرا

نامه ای سر گشاده مینویسم به باد خزان

آه افسوس که هیچ کس نمیفهمد مرا

چند وقتیست  که با تاریکی هم دردم

 شبها  را با گریه سر کردم هیچ کس نمیفهمد مرا

بادل خود چه روزها سر کردم هیچ کس نمیفهمد مرا