عیدت مبارک ای روزگار....

مرا ببر به خانه ات
مرا بکش به شانه ات
برون بکن مرا جدا
از این ذهن خسته ام رها
مرا بکش به سینه ترانها بکن مرا دعا دعا
ز این دل در مانده ام
به قلب تو با خته ام
بکش دستی به گونه ام
بکن مرا دیوانه ام
زهی دستان بی صدا
کردن تو را ازمن جدا
به شوق تو خوانده ام
در چشمانت جا مانده ام
به سبک سوی کبریا
بکن مرا صدا صدا
به صوت این خندها
به گرمی نفس رها
به دقایق تحویل سال
به صفریه هفت سین مثال
در قلب من جا مانده ای
عیدت مبارک ای روزگار.....

+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 16:21 توسط
سلام دوست عزیز ممنون از اینکه به وب من سر زدید.